کنار تو آروم میام پا میذارم چراغی تو دست شبا جا میذارم
که روشن بمونه آسمون بی ستاره
به شوق تو عهدی با چشمات میبندم
دوباره به این عشق به این دل می خندم
قصه عشق بازی چرخ روزگاره
نشسته ام باز کنار تو اومدی سراغم
نگاه تو روشنه شبای بی چراغم
صدای من وقتی قصه داره که رنگ چشم تو غصه داره شب من و تو باز دو بال انتظاره
نگاه تو رنگ بوسه داره
لبای من گرم و بی قراره
سکوت شب یه آسمون یک ستاره
کنار تو آروم میام پا میذارم
چراغی تو دست شبا جا میذارم
که روشن بمونه آسمون بی ستاره
بارون گل شد خواب ستاره به انتظار بغض ابر پاره پاره
تا قلب آسمون میمونم باتو تنها
فصل من و تو باز رسیده تا به ابرا

یه دشت سرسبز یه رود پر آب
یه سد محکم داشتیم تو سیلاب
ما از خوشیها دلامون آزرد سد رو شکستیم دنیا رو آب برد
حالا از اون در و دشت چیزی نمونده باقی
انگار از این میخونه صد ساله رفته ساقی
حالا غم ما قدره ی دریاس
جایی که باید دل به دریا زد همین جاس
نه کار ایناس
نه کار اوناس
از این و اون نیست
از ماست که بر ماست